عزيز دولت آبادى
557
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي )
و مناقب كثيره از همه برتر و بر سايرين مقدم بود . گويند در فنون لغات عرب و آيات ادب بحرى مواج و بر افسر هنرمندان تاج بود مدتها از پى تحصيل خط در خدمت شمس الدّين محمد تبريزى كه از اجلهء خوشنويسان آن عصر بود زانوته ساخت و به مشق خط پرداخت تا مقامى عالى يافت . خاصه در خط جلى كسى به پايهء او نبود . شاهطهماسب صفوى ( 930 - 984 ) چون مراتب كمالات و حسن خط او شنيد او را بخواست و تشويقش فرمود . و اكرامى بىاندازه نمود و مقرر داشت تا كتيبههاى مقام صاحب الزمان و مسجد جامع را در تبريز به خط جلى نگاشته پس از آن الواحى كه به جهت تخفيف باج و خراج از جانب شاهطهماسب مقرر گرديد او مسوده كرد و حجاران نقر نموده و ملازمان شاهى به شهرهاى بزرگ ايران فرستاده كه در مواقع مهمه نصب نمودند چنانچه در اصفهان و ساير شهرها هنوز آن لوحهها در مساجد منصوب و باقى است . و در قبرستان تخت فولاد اصفهان بعضى سنگهاى قبور بزرگان به خط او موجود است . صاحب خط و خطاطان مىآورد قرآنى در كمال قشنگى و حسن خط به خط علا بيگ در كتابخانهء استانبول موجود است و او را نيز طبع سرشارى بود كه اشعارى نيكو مىسرود چنان كه گويد : مرا خداى جهان از همه جهان دادهست * خطى چگونه خطى به ز لعل رمانى سپهر و اختر و اركان چو من دگر نارند * به دور خويش دبيرى و نى سخندانى به دست خويش در اين شعر خوب خاطر من * بريخته است مرا نيست بر تو تاوانى چو من دبير نموده بهر ديار كنون * به هيچ جاى نباشد چو من سخندانى در گلستان هنر ( ص 38 ) هم از خطاطى به نام على بيگ ياد شده است كه قاضى احمد به سال 988 با او ملاقات كرده و نوشته است به غايت آدمى صفت و خوشصحبت بود . خطوط او بر اكثر عمارات مساجد مجدد دارالسلطنهء تبريز است . در روضات الجنان ، ج 1 ، ص 370 ، ص 586 نيز از خطاطى به نام علاء الدّين محمد ذكرى رفته است كه از شاگردان خال خود على بيگ ( متوفى 958 ) بوده و اين على بيگ شاگرد جد مادرى خود شمس الدّين